سيد علاء الدين محمد گلستانه

180

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

كلام ايشان ، با وجود اتّصاف به علم و وَرَع و درستىِ اعتقاد ، محلّ اعتماد نيست ، خصوصاً هرگاه اهل لغت هم با ايشان ، موافق باشند ، و اگر ردّ سخن ايشان در چنين جايى ممكن باشد ، اكثر احكام شريعت را انكار مىتوان كرد و اين ردّ و انكار ، عاقبت به الحاد منتهى مىشود . و اين مسئله ، چنان نيست كه مسئلهء اجتهادى باشد تا آن كه كسى گويد كه : « شايد ايشان در اين مسئله ، اجتهاد « 1 » كرده باشند و در اجتهاد ، خطا مىرود » و قول مجتهد ميّت ، چنانچه مشهور است ، اعتبارى ندارد ؛ زيرا كه اين مسئله ، مسئلهء لغوى است ، نه مسئلهء اجتهادى و سخن ما ، الحال « 2 » ، در بيان معنى غناست ، نه حرمت غنا . و اجتهاد در تفسير لغت ، دخلى ندارد با آن كه حرمت غنا ، محلّ اتّفاق است ، نه اجتهاد ، چنان كه مذكور مىشود . و بعد از آن كه ثابت شد معنى غنا كدام است ، گفتن كه : « ما نمىدانيم غنا چه معنى دارد » ، معنى ندارد و اگر كسى خواهد كه روز قيامت ، عذرى داشته باشد ، به چنين عذرها خود را گول نمىزند ، و اگر نخواهد ، امثال اين جواب‌ها بسيار مىتواند گفت و بعضى از شبهه‌ها كه در معنى غنا كنند ، إن شاء اللَّه تعالى ، بعد از اينْ مذكور مىشود . مقدّمهء دوم ، در بيان حرمت غنا و آن كه غنا از جملهء كبائر است و ذكر احاديثى است كه در عقوبت غنا وارد شده . بدان كه حرمت غنا - چنانچه قبل از اين مذكور شد - ، محلّ خلاف ميانهء علماى شيعه - رضوان اللَّه عليهم - نيست و شيخ طوسى رحمه الله در خلاف ، نقل اجماع بر آن نموده . « 3 » و همچنين علّامه و ابن ادريس - رحمهما اللَّه - و غيرِ ايشان ، نقل كرده‌اند ؛ « 4 » بلكه از جملهء ضروريات مذهب شيعه است و [ در ] بعضى از افراد آن ، مثل حُدا - كه جمعى استثنا نموده‌اند - ، محلّ خلاف است و اگرچه در آيات قرآنى ، لفظ غنا موجود نيست ، امّا تفسير بعضى آيات ، در احاديث به غنا واقع شده و آن احاديث ، دليل است بر آن كه غنا از جملهء كبائر است . و از جملهء آنچه در اين معنى وارد شده ، آن است كه محمّد بن يعقوب كلينى رضى الله عنه از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : غنا ، از جملهء چيزهايى است كه خداى - عزَّ و جلَّ - وعيدِ

--> ( 1 ) . ب : « اجتهادى » . ( 2 ) . ب : - « الحال » . ( 3 ) . ر . ك : الخلاف ، ج 6 ، ص 305 - 307 . ( 4 ) . ر . ك : مختلف الشيعة ، ج 5 ، ص 18 ؛ السرائر ، ج 2 ، ص 222 و 224 .